|
يه روز دو تا زن در خيابان ديدند كه يه مرد داره گشاد راه ميره اولي گفت اين بواسير داره دومي گفت اين مادرزادي اينطوريه. خلاصه با هم شرط بندي كردند و پيش يارو رفتند زنه گفت آقا ما محقق هستيم دوستم ميگه شما بواسير داريد من ميگم مادرزاديه
مرده گفت هر سه تاي ما اشتباه كرديم منم فكر مي كردم گوز دارم ولي به جاي گوز ريدم يكي از بانكهاي قزوين جوايز نفرات اول تا سوم را به شرح زير اعلام كرد نفر سوم يك موتور سيكلت نفر دوم يك اتومبيل پرايد نفر اول كليد طلائي يك مهد كودك دختري مسيحي به كليسا رفت تا به گناهش اعتراف كنه به كشيش گفت من با دست راستم دول دوست پسرم را گرفتم كشيش به او گفت دست راستت را در آب مقدس بزن دختر دومي امد و گفت من با دو تا دستم دول دوست پسرم را گرفتم كشيش گفت برو دو تا دستت را در آب مقدس بزن نفر سوم آمد بره تو چهارمي به او گفت لطفا كونت را در آب مقدس نزن آخه من بايد بعد از تو اون آب را قرقره كنم خانم معلم: بچه چرا دير كردي بچه با لكنت زبان:آخه لامون دول بود(راهمون دور بود) معلم: اين كه دليل نشد منم ديشب لام دول بود از يه ترك دعوت ميكنند در يك برنامه تلويزيوني راجع به جنون گاوي حرف بزنه خانم مجري: ميشه راجع به جنون گاوي توضيح بدهيد تركه: ما روزي دو بار گاوها را ميدوشيم ولي سال دور بار به اونا اجازه جفت گيري ميدهيم خانم مجري: خوب اين چه ربطي به جنون گاوي داره تركه: ببينيد خانم اگه روزي دو بار پستان هاي شما را بمالند ولي سال دو بار ترتيبتون را بدهند شما هم ديوونه مي شويد تركه ميره داروخانه ميگه آقا يه كاندوم ميخوام مسئول داروخانه پرسيد چه نوعي باشه تركه گفت يه مارك خوب بده فكر كن براي خواهر و مادر خودت ميخواي رو در و ديوار قزوين نوشته اند پشت گرمي شما باعث دلگرمي ماست... يارو ميره داروخانه ميگه آقا يدونه كاندوم بده مسئول داروخانه هم يكي بهش داد يارو رفت توي اتاق بقلي يه دقيقه بعد اومد گفت يكي ديگه بده اون پاره شد دومي را ميگيره دودقيقه بعد مياد ميگه اونم پاره شد يكي ديگه بده مسئول داروخانه گفت من بايد ببينم مگه كير اين يارو چقدره ميره از لاي در ميبينه مرده داره كاندوم را روي سرش ميكشه ميره تو ميگه احمق اينو بايد روي كيرت بكشي مرده ميگه ميدونم من بازيگرم قراره تو يه فيلم نقش كير رستم را بازي كنم سه نفر مي خواستند حكم بازي كنند پاي چهارم نداشتند يكيشون ميره سر خيابان ميبينه يكي بيكار اون گوشه ايستاده و دستش تو شلوارشه ميگه اوي يارو بازي ميكني مرده ميگه نه بابا دارم مي خارونم رشتيه مياد خونه ميبينه خانم لخت روي تخت خوابيده زنه تا اونو ديد ملافه را روي خودش كشيد مرده گفت خانم جان همين نجابتت منو كشته يه روز يه تركه داشته مسافر كشي ميكرده ميبينه مسافرش خيلي اشناست ميگه ببخشيد شما مرده ميگه من باند جيمز باند اسم شما چيه تركه جواب ميده منم فر غضنفر مردي در بيابان تنها بود زير شلوارش را در اورد كه در رودخانه ان را بشويد كه ناگهان آب اونو برد يارو هر چه تلاش كرد دستش به اون نرسيد گفت حق داري انقدر كه من به روي تو گوزيدم هر كي ديگه هم بود مي رفت و پشت سرش را هم نگاه نميكرد زن رشتيه حامله نميشد شوهرش اونو از خونه بيرون انداخت و گفت تا بچه دار نشدي حق نداري به خونه بر گردي قزوينيه داشته زنش را ميكرده ميگه زن يه چيز سكسي بگو زنه ميگه اين پستونام مال تو همش را بخور مرده ميگه زنيكه احمق گفتم يه چيز سكسي بگو از كون بابات بگو از كون داداشت بگو شب عروسي تركه شلوارش پاره شد به مادرش گفت اينو زود بدوز مادرش يه تيكه گوني پيدا كرد و روي شلوارش دوخت فردا صبح امد منزل پسرس ديد عروس بيهوشه با ناراحتي اونو به هوش اورد و گفت چي شده دخترم دختره گفت ديشب كه اومديم با هم بريم توي رخت خواب تا امدم شلوارش را در بيارم ديدم روش نوشته دم سياه خالص استخواني 50 كيلو منم از ترش بيهوش شدم بچه عربه ميگه بابا ميتونم با دولت بازي كنم عربه گفت بله پسرم ولي زياد از خونه دور نشو روزي معلم از شاگردان خواست براي انشا يك حكايت بنويسند روز بعد معلم گغت علي بيا انشات را بخوان علي آمد و گفت موضوع: يك حكايت بنويسيد: كون خديجه معلم گفت اي بي ادب يعني چه علي گفت خانم به ما چه هر وقت كلفتمون خديجه از كنار بابام رد ميشه بابام به كون اون دستي ميزنه و ميگه عجب حكايتيه اوايل انقلاب اسم همه شهر ها را عوض مي كردند اسم سوسنگرد را گذاشتند فاطمه قلنبه روزي پسري به پدرش گفت پدر من امروز براي اولين بار سكس داشتم باباش گفت آفرين پسرم الحق كه پسر خودمي حالا بيا بشين و تعريف كن پسره ميگه نمي تونم بابا آخه هنوز كونم درد ميكنه يه روز يه ترك ميرسه به الاغه ميگه چرا سر ت هميشه پايين هست الاغه ميگه: مگه شما ترك ها براي ما ابرو هم گذاشتين يه روز يه معلم سر كلاس گفت: هر كي نفهمه بلند شه؟ يه پسره بلند شد و گفت: اقا اجازه ما نفهم نيستيم ولي مي خواستيم كه شما تنها نباشيد!!! يه روز از يه سراواني مي پرسند كه شما از ان فرقه هستيد كه به (ف)مي گوييد (پ) سراواني :نه من از اون پرقه نيستم رشتي مي ره خونه مي بينه جلو در پر كفشه مي گه بازم فيلم تكراري به قزوينيه مي گن پول خرد داري تو جيب پشتش دست ميكنه مي گه ندارم ولي عجب ..... دارم پسر تركه به باباش ميگه واسم عينك دودي بخر باباهه نمي خره خلاصه پسره بزرگ مي شه خودش ميخره به باباش ميگه چرا بچه بودم واسم نخريدي تركه مي گه نمي خواستم خورشيدو ازت بگيرم تركه رو واسه قتل ۷۱ نفر ميگيرن ميگن توضيح بده مي گه والله داشتيم با كاميون ميرفتيم ۷۰ نفر اين ور يك نفر هم اون ور ميگن توهم زدي ۷۰ تا رو زير كردي گفت نه بابا تقصير اون يه نفر بود كه جا خالي داد رفت طرف ۷۰ نفر رشتي دنبال فاسق زنش مي افته ميرسن به كوچه بن بست ميگه مادر فلان دمپايي رو كجا مي بري تركه با يه آدم با كلاس همسفر ميشه ميرسن تهران تركه گوشه ي خيابون ميشينه غذا بخوره به با كلاسه مي گه بشين بزن عزيز باكلاسه مي گه قربان من فتق دارم تركه مي گه بابا بشين بعد اونم مي خوريم تركه مي ره كوچه بن بست خودشو....ميكنه در ميره خانه هاي عفاف باز ميشه رشتيه خوشحال ميشه ميگه آخجون برا زني مام يه شغلي دولتي پيدا شد يك اوا خواهر ميره خيار بخره دوستش ميپرسه كجا ميري ؟ اون ميگه ميرم خيار بخرم دوستش ميگه يك كيلو هم واسه خوردن بگير دو ترياكي نشسته و سيگار ميكشيدند يكي گفت دعا كن يك زلزله بياد و خاكستر سيگار ما رو بندازه بايين رشتي زنش حامله نميشده محله شو عوض ميكنه. يه روز ميخواستن يه لر رو شكنجه بدن شلوار استرج پاش ميكنن ميدونين تركها به چراغ خواب چي ميگن ؟ ميگن شاهد ماجرا بچه خوشگله موبايل بسته بوده كمرش، قزوينيه ميبينه، ميگه: وااااي! ببم جان براش اِفاِف هم گذاشتي؟! مرد عرب شرت گل دار پاش بوده هرروز به گلهاش اب ميده! به يه تركه ميگن چرا همه چيزو بايدبراي شمادوبار گفت ؟؟؟ تركه ميگه هان ؟؟ به يه تركه ميگن چرا همه چيزو بايدبراي شمادوبار گفت؟؟؟ تركه ميگه آهان از لاشيه ميپرسن: از كدوم بازيگر فوتبال خوشت مياد؟ ميگه رونالدو. ميپرسن: حالا چرا رونالدو؟ ميگه: مگه نديدين فردوسيپور هر شب ميگه چــه مـــيـــــــكــنــه اين رونالدو... اين رو نالدو چـــه مـــيــــكــــــنـــه؟ به يه تركه ميگن چرا همه چيزو بايدبراي شمادوبار گفت ؟؟؟ تركه ميگه هان ؟؟ به يه تركه ميگن چرا همه چيزو بايدبراي شمادوبار گفت؟؟؟ تركه ميگه آهان تركه تو روزنامه يك آگهي استخدام ميبينه كه: به يك مهندس كامپيوتر مجرب و باسابقه نيازمنديم. خلاصه فرداش كت شلوار ميپوشه و اساساً تيپ ميزنه و پاميشه ميره واسه مصاحبه. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما مدركتون از كدوم دانشگاهه؟ تركه ميگه: ايلده من مدرك ندارم كه! يارو تعجب ميكنه، ميگه: پس حتماٌ سابقة كارتون زياده... قبلاٌ تو كدوم شركت كار ميكردين؟ تركه ميگه: والله من شركت مركت بيلميرم! پدر مرحومم يك سوپرماركت داشت، منم همونجا كار ميكنم!! يارو شاكي ميشه، ميگه: مردك! تو اصلاٌ بلدي كامپيوتر رو روشن كني؟! تركه ميگه: والله نه!! مرده قاط ميزنه، ميپرسه: پس اومدي اينجا چه غلطي بكني؟! تركه ميگه: ايلده من فقط اومدم بگم كه دور من يكي رو بايد خط بكشيد!! شرمنده اگه تكراريه، حساب كتاب اين جكها يوخده از دست ما در رفته!) باباي تركه تو مستراح سكته ميكنه و مرحوم ميشه. ازون به بعد، تركه تا ميرفته تو توالت يهو حالش خراب ميشده و هايهاي ميزده زير گره. بعد از دو سه ماه، آخر يكي از رفيقاش شاكي ميشه، بهش ميگه: مرد مومن، آخه مگه توالت هم جاي گريه كردنه؟! تركه با بغض ميگه: آخه اينجا بوي بابامو ميده!! يك سري فك و فاميل واسه ناهار اومده بودن خونة يك زوج تازه بچهدار شده، سر ظهر همه دورتادور نشسته بودن پاي سفره و منتظر عروس خانوم بودن تا غذا رو شروع كنند. مادر داماد داد ميزنه: دخترم بيا ديگه! عروس خانم از تو اتاق داد ميزنه: شرمنده، اين بچه ريده... شما بخوريد تا من بيام!! معلمه بچه بسيجيه رو ميبره پاي تخته، بهش ميگه: خطوط موازي رو تعريف كن. بسيجيه ميگه: دو خط موازي دو خطين كه هيچ وقت همديگه رو قطع نكنند... مگر به دستور مقام معظم رهبري!! تركه سوار ماشين تهرونيه بوده، تهرونيه هم يهو كل ميگذاره، پاشو ميگذاره رو گاز.. سرعت 100... 150...160... بعد برميگرده به تركه ميگه: ترسيدي؟! به خودت شاشيدي؟! تركه ميگه: سيكتير بابا!! بيا بهت سرعت نشون بدم! خلاصه تهرونيه رو ميبره سوار پيكانش ميكنه، بعد پاشو ميگذاره رو گاز.. سرعت 100.... 120...140...160... 180... برميگرده به تهرونيه ميگه: حالا ترسيدي؟ به خودت شاشيدي؟! تهرونيه ميبينه اين يارو كله خره، داره همينجور گاز ميده.. ميگه: آره بابا شاشيدم.. بيخيال شو! تركه برميگرده ميگه: الان ديگه بريني هم فايده نداره، ترمز بريده!!! از طرف ادارة آمار رفته بودن خونة رشتيه، رشتيه درو باز ميكنه، يارو ميپرسه: شما چند نفرين؟ رشتيه ميگه: شما چند نفرين؟!! رشتيه با رفيقش رفته بودن خريد، ميبينن دم در يك فروشگاه بزرگ نوشته: "سكس مجاني و جوايز نفيس (با خريد بيش از دههزار تومن كالا)". خلاصه كلي حال ميكنند و ميرن تو اونقدر آت و آشغال ميخرن تا آخر دههزارتومن رو رديف ميكنن، بعد خوشحال و خندان ميان دم صندوق حساب ميكنند و ميگن: خوب اين سكس مجاني ما چي شد؟ صاحب مغازه ميگه، شما يك عدد بين يك تا ده انتخاب كنيد.. رشتيه ميگه: هفت. مرده ميگه: متاسفانه عدد امروز واسه سكس مجاني هشته، جاييزه عدد هفت يك فندكه! خلاصه رشتيه فندكشو ميگيره و با حالِ گرفته مياد بيرون، رفيقش بهش ميگه: فكر كنم اين جريان سكس مجاني خالي بندي باشه. رشتيه ميگه: نه بابا من و تو شانس نداريم... خانوم من تاحالا سه بار برنده شده!!! چند تا زنِ رشتي داشتن باهم اختلاط ميكردن، يكيشون ميگه: شنيدين تو تهران يك خفاش شب پيدا شده، زناي مردم رو ميدزده ميبره ترتيبشون رو ميده؟ يكي ديگه ميگه: اَووو! هرچي امكاناته مالِ شهراي بزرگه!! تركه ادعاي پيغمبري ميكرده، ملت بهش ميگن: بابا پيغمبري همين ريختي الكي كه نيست... پيغمبرا معجزه دارن، كتاب دارن.. تو اصلاٌ كتابت كو؟ تركه يكم فكر ميكنه، ميگه: ايلده كتابا هنوز چاپ نشده، فعلاٌ جزوه ميگم بنويسيد!! از تركه ميپرسن: ميگذاري پسرت بره دانشگاه؟ تركه ميگه: آره، به شرطي كه به درسش لطمه نزنه!! تركه قدش كوتاه بوده، كلش بو جوراب ميداده!! دختره ميره كرست بخره، ميگه: آقا لطفاٌ يك كرست نمره چهار بدين. يارو براش مياره، دختره ميره اتاق پرو امتحانش ميكنه، برميگرده ميگه: اين يكم بزرگه، اگه ميشه يك نمره سه شو بدين. باز دوباره (بعد از پرُو) برميگرده ميگه: اينم يك كمي بزرگه، اگه ميشه يك سايز كوچيكترشو بدين. خلاصه خيلي نميگذره كه به اين نتيجه ميرسه كه سايز دو هم يكم بزرگه و سايز يك رو امتحان ميكنه. بعد يك مدت مياد، ميگه: ببخشيد، اين هم يخورده بزرگه، كوچيكترشو ندارين؟ فروشندهه ميگه: دخترم اون جوشه، برو بتركونش! تركه ميره صدا و سيما تِست دوبلوري بده، خلاصه ميشينه اون پشت و مسئول اونجا ميگه شروع كن. تركه ميگه: پدر هانا: هانا بيا شامتو بخور. مادر هانا: هانا بيا شامتو بخور. برادر هانا: هانا بيا شامتو بخور! جناب مسوول شاكي ميشه، ميگه: برو بيرون آقا وقت مارو نگير! تركه ميگه: آخه چرا!؟ يارو ميگه: مرتيكة ابله، هانا اصلاٌ پدر مادر نداره! تركه ميگه: آقا تورو جون بچههات يك فرصت ديگه به من بده. خلاصه اونقدر خايه مالي ميكنه تا طرف راضي ميشه. باز تركه ميره پشت دستگاه، ميگه: خانوادة دكتر ارنست... دكتر ارنست: هانا بيا شامتو بخور!! از رشتيه ميپرسن: از زنت ميترسي؟ ميگه: من؟! ...مـــن؟! ...مـــــن؟! ...عين سگ!! تركه ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه، (طبعاً) هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! تركه ميگه: نه بابا، ايلده همين پنج دقيقه پيش روشن شد!! رشتيه بچه دار نميشده، در خونشون يك تابلو ميزنه كه: هم اكنون به ياري سبزتان نيازمنديم!!! لره با هواپيما مياد تهران، تو فرودگاه به رفيقش ميگه: اگه ميدونستم اينقدر نزديكه با ماشين ميومدم! تركه ميخواسته مگس بگيره، ميره پشت ديوار صداي ان در مياره! لره رو ميفرستن جبهه، بعد شيش هفت ماه برميگرده، در ميزنه، داداش كوچيكش با يك تپه ان ريش درو وا ميكنه! لره هول ميكنه، ميگه: چي شده!؟ ننه مرده.. بوا مرده؟! داداشش هيچي نميگه، فقط يك نگاهِ معني داري بهش ميندازه و ميره تو. لره جفت ميكنه، ميره تو ميبينه داداش بزرگش هم تا زير گردن ريش گذاشته! بدبخت پاك شلوارشو خيس ميكنه، ميگه: اصغرجون، تورو خدا بگو چي شده؟! كي مرده؟! داش اصغر هم يك نگاه به لره ميكنه و از اتاق ميره بيرون. لره بدبخت سراسيمه ميره تو اتاق باباش، ميبينه ريش باباش رسيده تا دم نافش! لره دو دستي ميزنه تو سرش، ميگه: بوا... بگو آخه چه بلايي سرمون اومده؟ ننه مرده؟! باباش ميگه: اي كاش ننت مرده بي... كاش بوات مرده بي... پسر آخه اين ريش تراشو چرا بردي؟!! تركه ميره خواستگاري، باباي دختره ازش ميپرسه: شما شغلتون چيه؟ تركه ميگه: قازي! باباهه حال ميكنه، ميگه: كدوم شعبه؟ تركه ميگه: ايلده ايران قاز!! شب عروسيه تركه بوده، خلاصه شام رو ميشكند و ميخورند و بعد هم چند ساعت بزن و برقص و بعد هم ملت ميان خداحافظي ميكنند كه برگردن سر خونه زندگيشون. يهو تركه بدوبدو ميره جلوي در واميسته، ميگه: كجا؟! من اينهمه پول خرج كردم كه فقط يك نفرو بكنم؟!! قزوينيه يك كون اساسي بلند كرده بوده و داشته واسه خودش خوش و خرم تو خيابون ميرفته كه يهو يك قزويني نااهل ديگه كون رو ازش بلند ميكنه. قزوينيه خيلي شاكي ميشه، داد ميزنه: اي بيمروت.. اي بي دين و ايمون.. آخه اون كوني كه تو ميكني حلاله؟!! آبادانيه مياد تهران پيش رفيقش، يك روز داشتن تو خيابون قدم ميزدن، تهرونيه مرام ميگذاره، ميگه: داااش، بدخواه مدخواه كه نداري؟! آبادانيه هم از سرِ كسخلي يك نگاه اطراف ميكنه، يك يارو قلچماقه رو ميبينه، ميگه: ولك اون بدخواه منه! تهرونيه هم مياد ديگه سر مرام كم نياره، ميره خِرِ يارو رو ميگيره و ميزنه دهنش رو سرويس ميكنه، صد البته يك كتك سير هم اون وسط ميخوره! سه چهار ماه بعد، تهرونيه ميره آبادان پيش همون رفيقش، يك روز در حين گردش اينبار آبادانيه مياد مرام بگذاره، ميگه: ولك، بدخواه كه نداري؟ تهرونيه هم يك نگاه ميكنه، اشاره ميكنه به يك يارو گردن كلفتِ سبيل از بنا گوش در رفته، ميگه اون بدخواه منه. آبادانيه يكم طرف رو نگاه ميكنه، ميگه: ولك اگه بدخوات اونه كه كـــــــونت پارس!!! تركه ميره ميوه فروشي، ميگه: حاجي يك كيلو ازين ليموها به ما بده. ميوه فروشه بهش برميخوره، ميگه: ليمو چيه مرد مؤمن؟! اين سينه سامانتا فكسه!! تركه هم ميگه: باشه بابا، يك كيلو از همونا بده! درضمن، قربون دستت، يك كيلو هم گيلاس بده. باز ميوه فروشه بهش برميخوره، ميگه: آقاجان گيلاس چيه؟! بگو لپاي مدونا!! تركه هم ميگه: باشه بابا، از همونا. بعد تركه كيوي ميخواسته، ميگه: قربونت حاجي، يك كيلو هم از اون تخماي نلسون ماندلا بده! تركه اومده بوده تهران كه از رفيقش خانوم بلند كردن ياد بگيره، خلاصه با رفيقش ماشين رو برميدارن و مشغول ميشن. هنوز ده دقيقه كسچرخ نزده بودن، كه يك دختره رو سوار ميكنن، رفيقش از دختره ميپرسه: جيگر لب ميدي؟! دختره ميگه: نه! رفيقشم ميگه: پس پياده شو، وقت مارو نگير!! دختره رو پياده ميكنن، يكم ميرن جلوتر و يكي ديگه رو سوار ميكنن و اين يكي از قضا نه تنها لب كه خيلي چيزهاي ديگههم ميداده!! خلاصه اونشب رو يك حال اساسي ميكنند و فرداش هم تركه از رفيقش تشكر ميكنه و برميگرده ديار خودش كه آموختههاشو به كار ببنده! از بخت بلند همون شب اول، يك شاه كس اساسي ميخوره به تورش، همين كه طرف سوار ميشه، تركه ميپرسه: جيگر لب ميدي؟! دختره ميگه: آره جيگر! تركه يكم طرفو نگاه ميكنه، باز ميپرسه: نه مرگ من يك لب ميدي؟! زنه ميگه: آره خوب... تركه يكم فكر ميكنه، ميگه: پس من پياده ميشم! تو يكي از شهرستانها داشتن تحقيق ميكردن كه هركدوم از طبقاتِ جامعه روزانه به طور متوسط چقدر گوشت ميخورن، خلاصه يك مدت آمار ميگيرن، ميبينن تو طبقة كارگر مردم روزانه بطور متوسط 20 گرم گوشت ميخورن، كارمند جماعت 50 گرم، ملت صاحب "شغل آزاد" 100 گرم و خلاصه همه جور آدم رو آمار ميگيرن، آخري براي اينكه تحقيقات كامل بشه، ميرن پيش ملاي محل، ميگن: حاج آقا، شما متوسط تو روز چقدر گوشت ميخوري؟ حاجاقا ميگه: پـنـج كيلو!! ملت كف ميكنن، ميگن: بيخيال حاج آقا! چطور روزي پنج كيلو گوشت ميخوري؟! همون موقع يك موتوريه از بغلشون رد ميشه، يك پسره از رو موتور داد ميزنه: كــــــيــــــــرم دهنت حاج آقا!! ملاهه ميگه: ...خوب اين 50 گرمش! تركه از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم! تركه خودشو دار ميزنه، بعلت ضربه مغزي ميميره! ميان ميبينند با كِش خودشو دار زده! يه جايي جشن بوده، تركه همينجوري ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكي ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كي دعوت كرده؟ تركه ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولي اينجا جشن تولده! عربه ميره مغازه با لهجه ميگه:آقا رُبععع دارين؟ يارو ميگه:داريم، ولي نه به اين غليظي! تركه ميره تو خواربار فروشي ميگه: نيم كيلو پنير بدين، يارو بهش ميگه: ببخشيد، شما تركين؟ ميگه: از كجا فهميدين؟ ميگه: از لهجتون. تركه با خودش ميگه: من بايد اين لهجمو درست كنم. پا ميشه ميره خارج بعد از ده سال برميگرده، ميره همون جا ميگه: آقا نيم كيلو پنير بدين. يارو باز ميگه: آقا شما تركين؟ ميگه: اِاِا... از كجا فهميدي؟ مگه من هنوز لهجه دارم. يارو ميگه: نه، ولي آخه اينجا پنج ساله كه بانك شده! تركه 19 تا بچه داشته،بهش ميگن: چرا يك بچه ديگه نمياري، رُند شه؟! ميگه: فرزند كمتر، زندگي بهتر! تركه ميره كله پاچه فروشي، يارو بهش ميگه: قربون چشم بگذارم؟ تركه ميگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قايم شم! دو تا تركه ميرن يك رستوران كلاس بالا، دو تا كوكا سفارش ميدند، بعد هم يكي يك ساندويچ از كيفشون درميارند، شروع ميكنند به خوردن. گارسونه مياد ميگه: ببخشيد،شما نميتونيد اينجا ساندويچ خودتونو بخوريد. تركا يك نگاهي به هم ميكنند، ساندويچاشونو باهم عوض ميكنن كرده تو كردستان پونزده نفرو ميكشه، تو دادگاه به حداكثر مجازات محكوم ميشه. ميگيرن شلوارشو درميارن،پاش استرچ ميكنند! یه یارویی میره قزوین ، میبینه یه بچه آویزون کردن ورودی شهر. میره میدون مرکزی میبینه سه تا بچه هم اونجا آویزون کردن، از یکی میپرسه جریان این بچه ها چیه ؟ قزوینیه میگه : بَبم جان ، اینا جوایز بانک صادراته ! يك بابايي داشته از سر كار برميگشته خونه، يهو ميبينه يك جمع عظيمي دارن تشييع جنازه ميكنند، منتها يجور عجيب غريبي: اول صف يك سري ملت دارن دو تا تابوت رو ميبرن، بعد يك يارو مرده با سگش راه ميره، بعد ازون هم يك صف 500 متري ملت دارن دنبالشون ميرن. يارو كف ميكنه، ميره پيش جناب سگ دار، ميگه: تسليت عرض ميكنم قربان، خيلي شرمندم...ميشه بگيد جريان چيه؟ يارو ميگه: والله تابوت جلوييه خانممه، پشتيش هم مادر خانومم... هردوشون رو ديشب اين سگم پاره پاره كرده! مرده ناراحت ميشه، همينجور شروع ميكنه پشت سر يارو راه رفتن، بعد از يك مدت برميگرده ميگه: ببخشيد من خيلي براتون متاسفم، ميدونم الانم وقت پرسيدن اينجور سوالا نيست، ولي ممكنه من يك شب سگ شما رو قرض بگيرم؟! مرده يك نگاهي بهش ميكنه، اشاره ميكنه به 500 متر جمعيتي پشت سر، ميگه: برو ته صف! يه نفر آخر شاكي ميره تو يك كافه، يك گيلاس عرق سفارش ميده، بعد استكانشو ميگيره يك ضرب ميره بالا، بلند ميگه: به جدم همه وكيلا جاكشن! يك چند دقيقه بعد يك بابايي مياد جلو ميز، بهش ميگه: برادر اون حرفي كه زدي خيلي به من برخورد. يارو با همون حالت اخم و تخم ميپرسه: ببخشد حضرت عالي وكيلي؟! مرده ميگه: نه برادر، بنده جاكشم از يه تركه ميپرسن 3 تا شعار زرتشتي ها چيه؟ ميگه پندار نيك، گفتار پيك ، بي بي خشت !!! وتا خانومه نشسته بودن تو تاكسي، همينجور داشتند از هر دري صحبت مي كردند. يكيشون بر مي گرده به اونيكي ميگه، شما شغلتون چيه؟ يارو جواب ميده: والله من كارم نسبتا راحته، صبح پا ميشم صبحونه مي خورم، ميرم بيرون يك دوري اطراف مي زنم، ميام خونه دوش ميگيرم، دوباره مي رم بيرون،يك مقدار تو خيابون پرسه مي زنم، ميام خونه دوش ميگيرم، بعد ناهار مي خورم، مي رم بيرون يك مقدار مي گردم، دوباره ميام خونه يك دوش مي گيرم، بعد مي رم باز چند ساعت قدم مي زنم، بر مي گردم خونه دوش ميگيرم، مي خوابم... شما شغلتون چيه؟ اونيكي زنه جواب مي ده: والله منم مثل شما جندم، منتها اينقدر وسواس ندارم!! قزوينيه داشته به يك خانوم خوشگل نگاه مي كرده. رفيقش ازش مي پرسه:چيه!دوستش داري؟ جواب ميده:نه.بالام جان!اين اينقدر خوشگله.ببين داداشش چيه!! يك روز يه قزوينيه عروسي ميكنه با برادرزنش ميره ماه عسل تركه ميميره، اون دنيا در حيني كه داشتن به حساب كتاباش رسيدگي ميكردن ميره پيش جبرئيل، ميگه: من از خدا يك سوال واجب دارم، ميشه برم بپرسم؟ جبرئيل ميگه: باشه، برو طبقة بالا در سمت راست، سوالت رو بپرس، زود برگرد. تركه ميره طبقة بالا، در رو باز ميكنه، ميبينه خدا پشت يك ميز نشسته داره با يكي از فرشتهها ب! 07; حساباي مردم ميرسه. خلاصه سلام ميكنه ميره جلو، ميگه: خداجان، الهي گربان او بزرگيت بشم من، الهي فدات بشم... چرا تو دنيا اين همه ترك آفريدي؟! بري تو آذربايجان همه تركند، بري تهران پر تركه، بري بلوچستان، بري شمال، بري جنوب، غرب، شرق، بازم ترك پيدا ميشه... بري آلمان بازم ترك پيدا ميشه، بري كانادا، بري آمريكا بازم ترك پيدا ميشه... بري كرة م! اه بازم ترك پيدا ميشه! آخه خداجان، واسه چي اينقدر ترك آفريدي؟! خدا يكم تركه رو نگاه ميكنه، به معاونش ميگه: اصگر... ايلده ببين اين چي ميگه بابا... هي وگت مارو ميگيرن تركه تصادف ميكنه، ملت علاف ميريزن دورش و شروع ميكنن نظر كارشناسي دادن. بالاخره بعد يك مدت افسر راهنمايي مياد، منتها اونقدر ملت هركدوم واسه خودشون چرت و پرت ميگفتن كه صداي افسره به جايي نميرسيده. تركه شاكي ميشه، داد ميزنه: ساكت.. ساكت... ايلده ديگه اينجا كسي جز جناب سروان حق گه خوردن نداره! به تركه ميگن: بچه كجائي؟ ميگه بچه U.S.A.! ملت هم كف ميكنن ميگن آخه چطور ممكنه؟ تركه ميگه: ايلده بچهة يونجهزارهاي سرسبزِ آذر بايجانم تركه كارت تلفن ميخره، عجالتاً اول ميده پرسش كنن به ترك ميگن يه معما بگو،ميگه: اون چيه كه درازه،زرده، موزه؟! سه تا تركه رفته بودن ايستگاه راهآهن، تا ميرسن تو يهو قطار حركت ميكنه، اينها هم ميگذارن دنبال قطار حالا ندو كي بدو! خلاصه بعد از هزار بدبختي، يكيشون ميرسه به قطار و ميپره بالا و دستشو دراز ميكنه دومي رو هم سوار ميكنه، ولي سومي بندة خدا هرچي ميدوه نميرسه. خلاصه خسته و كوفته برميگرده تو ايستگاه، يك بابايي بهش ميگه: آقاج! ;ان چرا اينقدر خودتونو خسته كرديد؟ قطار بعدي نيم ساعت ديگه حركت ميكنه، واميستاديد با اون ميرفتيد. تركه نفس زنان ميگه: ايلده منم نميدونم! والله من فقط قرار بود برم، اون دوتا رفيقام اومده بودن بدرقم! تركه شاكي ميره ثبتاحوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضايست، بايد حتماٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ تركه ميگه: اصغرِ انچهره!! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟ تركه ميگه: اكبرِ انچهره!!! ترکه ساعت سه نصفِ شب زنگ ميزنه صدا و سيما، ميگه: ببخشيد آقا به نظرِ شما الان آقاي خامنهاي خوابه؟ يارو ميگه : نميدونم ولي احتمالاً بايد خواب باشن. ترکه ميگه: معذرت ميخوام؛ ولي آقاي رفسنجاني چي، ايشون هم خوابه؟ يارو ميگه : نميدونم ولي يحتمل ايشون هم خواب باشن. ترکه ميگه: ببخشيد ولي آقاي خاتمي چي؟ يارو ميگه: احتمالاً ايشون هم خواب هستن، چطور؟ ترکه ميگه : پس دمت گرم حالا که همه اينا خوابن يه فيلم سوپر بذار حال کنيم!! (اينم واسه اينكه يوخده از شرمندگي عزيزان ترك دربيايم) از تركه ميپرسن چطور شد ترك شدي؟ ميگه: ايلده اول دنيا خدا ازم پرسيد: دوست داري تركِ خر باشي يا فارسِ زنقحبه؟! منم گفتم: همون ترك خر بهتره!! رشتيه مياد خونه، ميبينه يك مردك لندهور لختِ مادرزاد تو اتاق خواب نشسته! خلاصه خيلي غيرتي ميشه، ميگه: مردك الندگ! تو خونة من چه غلطي ميكني؟! مرده ميگه: والله آقا من داشتم با اين خانم همسايه بالايي حال ميكردم، كه يهو شوهرش اومد، منم به شما پناهنده شدم. رشتيه دلش ميسوزه، ميگه: اشكال نداره، والله منم دل خوشي ازين طبقه بالايي ندارم. خلاصه كلي مرام ميگذاره و يك دست لباس و يك مقدار پول تاكسي ميده به مرده و با سلام وصلوات راهيش ميكنه. يكي دو هفته بعد، رشتيه داشته تو حياط خونش قدم ميزده، يهو دو دستي ميكوبه تو سرش، ميگه: اي بر پدر آدم دروغگو لعنت! منزل ما كه فقط يك طبقهست!! از تركه ميپرسن: مساحت ايران چقدره؟ ميگه: 1648192 متر مكعب!! ميگن: خنگ خدا، آخه چرا متر مكعب؟! تركه ميگه: آخه بعد انقلاب به ارتفاع يك متر ريده شده توش تركه ميگوزه، دنبال پوكش مي گرده!! يارو ازون تيمسار كسخلاي تير بوده، يك روز كلة سحر مياد پادگان به اولين نفري كه ميرسه، داد ميزنه: سرگرد! من ديشب زنمو كردم! انجام وظيفه بود يا بيگاري؟!! سرگرده جفت ميكنه، با خودش ميگه باز اين ميخواد يك چيزي از دهن ما بكشه بيرون بدبختمون كنه. خلاصه با تته پته ميگه: چهچه عرض كنم قربان. تيمساره شاكي ميشه، ميگه: خاك بر سر احمقت كنند! ميره يكم جلوتر، يك گروهبانه رو ميبينه، باز همون سؤالو ميپرسه، گروهبانه بدبخت هم يكم من و من ميكنه، چيزي نميگه و فحشش رو ميخوره. تيمساره شاكيتر ميشه، ميره يكم جلوتر ميبينه يك سرباز صفر داره جارو ميكشه، ميره جلو ميگه: سرباز! من ديشب خانوم رو كردم. انجام وظيفه بوده يا بيگاري؟! سربازه (كه از قضا لابد ترك هم بوده!) خيلي مطمئن ميگه: انجام وظيفه بوده قربان! تيمساره كف ميكنه، ميگه: واسه چي انجام وظيفه؟! تركه ميگه: آخه اگه بيگاري بود ميداديد ما بكنيم!! لره داروخونه داشته، يك روز جلو در مغازه بزرگ مينويسه: سوسك كش جديد رسيد! خلاصه بعد يك مدت يك بابايي مياد تو ميگه: ببخشيد، جريان اين سوسككش جديد چيه؟ اين خونة ما رو سوسك سر گرفته. لره ميگه: اين دارو خيلي جديده و بازدهيش هم تضمينيه. شما اين دارو رو ميريزيد تو يك قطره چكون، بعد كشيك ميكشيد تا سوسكها رو بگيريد. هر سوسك رو كه گرفتيد، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازين دارو ميچكونيد، بعد از يك مدت سوسكها كور ميشن و خودشون از گشنگي ميميرن!! يارو كف ميكنه، ميگه: خوب آخه اگه سوسكها رو بگيريم كه همونجا درجا ميكشيمشون! لره ميره تو فكر، بعد يك مدت ميگه: آره خوب، ازون راهم مِشِه!!! از تركه ميپرسن: به نظر شما اگه آمريكا افغانستان و عربستان رو بگيره، به كره و چين هم حمله كنه تكليف ايران چي ميشه؟ تركه ميگه: ايلده چي ميشه نداره كه، ايران ميره جام جهاني!! از تركه ميپرسن: چند تا بچه داري؟ 4 تا از انگشتاشو نشون ميده، ميگه: 3 تا!! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اينا كه 4تاست؟ تركه انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: اين بچة همسايمونه، ولي هميشه خونة ماست!!! تركه ميرسه سر يك صحنة تصادف، از يكي ميپرسه: ببخشيد قربان، اينجا چه خبره؟ يارو هم ميگه: هيچي آقا، اين بدبخت گوزپيچ شده!! تركه ميره تو فكر، بعد يك مدت يك بنده خداي ديگه مياد از تركه ميپرسه: ببخشيد اينجا چي شده؟ تركه ميگه: ايلده منم خوب نفهميدم، نميدونم اين بابا پيچيديه گوزيده، گوزيده پيچيده، سر پيچ گوزيده؟!! ميخواستن لره رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گرد، ميگن برو يك گوشه بشين!!! به رشتيه ميگن اعضاي خانوادتو نام ببر، ميگه: صاايران، امرسان، موبايل، آمريكا!! ميگن: مرتيكه اين كسشعرا چيه ميگي؟! رشتيه ميگه: آخه شما نميدوني؛ صاايران دختر كوچيكمه، هر روز بهتر از ديروز! امرسان دختر بزرگمه، زيبا جادار مطمئن! موبايل خانمه، كه هيچ وقت در دسترس نيست! آمريكا هم خودمم، كه هيچ غلطي نميتونم بكنم! تركه كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!! بعد از عمري داريوش مياد ايرن، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد خياي حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!! از تركه ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا!! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم mp3ش كردن! رشتيه به زنش ميگه: خانم جان، يك قرص وياگرا بده، امشب يك حال اساسي بكنيم! زنش ميگه: اووو! فقط دو تا قرص مونده، اونم مال مهموناست!! ماشين تركه رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش! يهو تركه داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ تركه ميگه: ايلده من شمارشو برداشتم!!! از قزوينيه ميپرسن: از كدوم بازيكن فوتبال خوشت مياد؟ ميگه: اليور كان!! ميخواستن بن لادن (يا يك كله خري شبيه اون!) رو شكنجه بدن، از ملت نظر خواهي ميكردن كه چيكارش كنند. نظر تركه رو ميپرسن، ميگه: ايلده سر يك ميله رو داغ كنيد، خوب كه سرخ شد، از طرف سردش بكنيد تو كونش!! ملت كف ميكنن، ميپرسن: حالا چرا از طرف سردش؟! تركه ميگه: تا هركي خواست درش بياره، دستش بسوزه! تركه سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از تركه ميپرسه: شما چي؟ تركه مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم ميخوريم! رشتيه نصفه شب ميخواسته بره بشاشه، به زنش ميگه: خانم جان، يك دقيقه اين جاي منو نگردار، من الان ميام!! رشتيه با خانمش و يك باباي ديگه تو كوپة قطار بودن، شب ميخواستن بخوابن، رشتيه و زنش پايين ميخوابن، جناب غريبه هم ميره رو تخت بالا ميخوابه. خلاصه يك مدت ميگذره، يهو يارو ميگه: آقا خجالت بكش! تو كوپه قطار عمومي اين كارا قباحت داره! رشتيه، هول ميكنه، ميگه: والله ما كار بدي نميكرديم! دوباره يك مدت ميگذره، باز مرده ميگه: دِ آقا قباحت داره! من اين بالا خوابيدم، اين چه كاريه شما پايين ميكنيد؟! باز رشتيه شرمنده ميگه: والله ما كار خاصي نميكرديم، فقط خوابيده بوديم. خلاصه يك مدت ميگذره و يك بند مرده غر ميزده كه اقا اين چه كاريه ميكنيد و رشتيه هم هي قسم و آيه ميخورده كه كار بدي نميكنه. بالاخره رشتيه شاكي ميشه، ميگه: اصلاٌ تو بيا پايين بخواب، من ميرم بالا ميخوابم. مردك هم كه همينو ميخواسته، جنگي مياد پايين و بسم الله شروع ميكنه با زن رشتيه، حالا نكن، كي بكن!! رشتيه از تخت بالايي سر وصدا رو ميشنوه، با خودش ميگخ: بندة خدا راست ميگفت، ازين بالا ناجور به نظر مياد! عربه شرت خارجي ميپوشه، از پشت احساس غربت ميكنه! يارو زنه زبونش ميگرفته، ميره سبزيفروشي ميخواسته نارنگي بخره،ميگه: بيدحمت ليم كيلو لالنگي بدين! يارو هم شاگردش رو صدا ميكنه، ميگه: اوهوي حسني!نيم كيلو خيار بده خانم!!! تركه ميره بقالي، ميگه: حاجآقا سيگار نخي داري؟ يارو ميگه: بعله داريم. تركه ميگه: بيزحمت يك بيست نخ به ما بده!! مرده كف ميكنه، ميگه: خوب مرد مؤمن يك بسته بگير. تركه ميگه: نه آخه بسته بگيرم زياد ميكشم! تركه رفته بوده استخر، مسؤول اونجا مي خواسته واسه شاشيدن تو آب جريمش كنه. تركه داد و بيداد مي كنه كه:خوب بابا همه تو آب مي شاشند! يارو ميگه: آره، ولي نه از رو دايو! تركه ميميره، اون دنيا هر چي حساب ميكنن، ميبينن كاراي خوب و بدش برابره. از خدا ميپرسن چي كار كنيم؟ ميگه: ببرين بهشت و جهنم رو بهش نشون بدين، خودش هر كدوم رو خواست انتخاب كنه. تركه ميره ميبينه تو بهشت يه چند تا آخوند نشستن دارن تسبيح ميندازن و صلوات ميفرستن. بعد ميره جهنم ميبينه، همه جا تاريكه، تو آسمون يك عالمه ستاره دارن حركت ميكنن. ميگه:ما اون دنيا كه همش پيش آخوندا بوديم، ديگه اين دنيا حوصلشون رو نداريم!همين جهنم بهتره!! خلاصه ميره جهنم. همين كه اساسش وتحويل ميگيره و وارد جهنم ميشه، يه دفعه يه اژدها مياد تخماشو مي خوره، يكي مياد چوب تو كونش ميكنه و... خلاصه دهنش رو ميگان. تركه شاكي ميشه ميگه:خدايا اون وقت كه من جهنم رو ديدم اينجوري نبود! اين چه وضعشه؟! خدا ميگه:بنده نادان! اون وقت كه تو اومدي،مدتي بود با بهشت و جهنم كار نكرده بوديم، رفته بود رو screen saver!! تركه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، تركه ميگه:بايد خيلي برم؟!! يارو ميخواست زنش رو ............ بچه اش مزاحم بود به بچه ميگه برو جلوي پنجره وايستا هر زن چادر مشكي رد شد پنج تومان بهت ميدم چند دقيقه بعد بچه ميگه باباپنج تومان بنويس به حساب يك زن چادري رد شد، يك خورده بعد دوباره ميگه 20 تومان بنويس به حساب 4 تا زن چادري رد شدن. چند دقيقه بعد بچه ميگه: بابا اگه خانوم آورده بودي مقرون به صرفهتر بود! دهنت سرويس شد چون خونه بغلي ختم بود تموم شد!!! خانم معلمه سر كلاس از يه بچه تخسه مي پرسه:اگه سه تا گنجشك سر يه شاخه درخت نشسته باشن،بعد ما يكيشون رو با تير بزنيم، چند تا گنجشك رو درخت ميمونه؟ بچهه ميگه:هيچي! معلمه ميگه: نخير دو تا ميمونه. بچهه ميگه: خوب اون دو تا هم از صداي تير فرار ميكنن ديگه.معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: جوابت درست نبود ولي از طرز فكرت خوشم اومد! بعد شاگرده ميگه:خانم حالا ما يه سوال بپرسيم؟! معلمه ميگه :بپرس. پسرهميگه: اگه سه تا خانم تو خيابون بستني بخورن، اولي گاز بزنه، دومي ليس بزنه و سومي ميك بزنه، كدومشون ازدواج كرده؟! معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه:خوب معلومه،سومي! بچهه ميگه:نه...جوابتون درست نبود. اوني كه حلقه دستشه ازدواج كرده، ولي از طرز فكرت خوشم اومد!! عربه سوار تاكسي ميشه، ميشينه كنار يك دختره آخر تيكه. يك مدت ميگذره، برميگرده به دختره ميگه: ببخشيد خواهر، يك سوال جنسي داشتم! دختره ميگه:خفه شو كثافتِ نكبت! باز يك مدت ميگذره، باز عربه ميپرسه: ببخشيد، ميتونم يك سوال جنسي بپرسم؟! دختره ميگه: گمشو سوال جنسي رو برو ازون ننة قحبت بپرس! خلاصه عربه اونقدر گير ميده تا آخر دختره حوصلش سر ميره، ميگه: بپرس ببينم چه مرگته؟! عربه ميگه: شرمنده خواهر، جنس اين شلوارتون چيه؟!! يه روز يه تركه يه گوسفند برا اربابش ميبره ارباب كه خيلي خوشش اومده دستور ميده يه يابو بهش بدن تركه كه ميخاسته تشكر كنه ميگه اختيار دارين ارباب شما واسه ما بيشتر از صد تا يابو ارزش دارين جعبه سياه حسين فهميده رو پيدا كردن گوش دادن ميگفت : حاجي جون هل نده , جون من بي خيال , هل نده تركه سوار ماشين بود داشت راديو پيام گوش ميداد راديو : يه احمقي داره بزرگراه رو برعكس رانندگي ميكنه تركه : آره والا احمقا يكي 2 تا هم كه نيستن همه دارن برعكس رانندگي ميكنن حسين فهميده وصيت ميكنه : اقا برا تانك بوق بزاريد درگلستان سعدي به روايتي آورده اند كه : روزي شيخي از راهي برفتندي راهزنان جلويش را بگرفتند و او به درختي ببستندي گفتند: يا شيخ تو را بكشيم ياب...........و بدين سان شيخ سالها به زيست . تركه ساندويج فروشي داشته . يك روز يك بابايي مياد ميگه:قربونت يك كوكتل بده فقط بي زحمت توش گوجه فرنگي نذار.تركه ميگه: آقا امروز گوجه فرنگي نداريم.ميخواي خيارشور نگذارم؟!!! تركه سربازيش تموم ميشه، وقتي كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: اي بابا، من كه ازينا چهارتا دارم تركه يه بسته هزار تومني ميشمره، 250 تومن كم مياره! تركه ميره شكار خرگوش، صداي هويج در مياره! تركه تو كليسا نشسته بوده، يهو ميبينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو. ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح! خودت كمكم كن! تركه از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!خودم ميرم! تركه زنگ ميزنه خونه رفيقش ميگه: غضنفر! من لهجي دارم؟ رفيقش ميگه: آره!ميگه: پس گحط كن دوباره ميگيرم! يارو تركه عرق ميخوره ميبرنش كلانتري شلاقش بزنن. افسرِ چند تا شلاق ميزنه، بعد شلاقو ميده به يكي ديگه ميگه: برادر حسين! بيا شماهم يه فيضي ببر!يارو هم چند تا ميزنه و ميده به اونيكي ميگه: برادر اكبر شما هم بيا يه فيضي ببر! خلاصه چند نفري دهن يارو رو ميگان. بعد كه كارشون تموم ميشه ميان از اتاق برن بيرون، تركه ميگه: برادرا! لااقل درِ فيضيه رو ببندين! تركه و زنش دعواشون شده بوده، با هم حرف نميزدند. زن تركه وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي تركه ميگذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ميبينه تركه براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه! شاگرد: آقاي معلم لامپ هم خوردنيه معلم : نه بابا جون كي ديده لامپ رو بخورن شاگرد: پس چرا بابام شبا به مامانم ميگه لامپ و خاموش كن حالا بزار دهنت يه روز يه بچه تو تاكسي بلند به مامانش ميگه مامان يادته مادرش با ناز ميگه چيو عزيز دلم بچه ميگه كه توآشپزخونه گوزيدي يه روز دوست رشتيه بهش ميگه چرا زن نميگيري رشتيه ميگه آخه شايد خوشم نياد دوستش ميگه خوشم نياد چيه يه شب بيا از سوراخ در منو با زنم رو نگاه كن چيكار ميكونيم اگه خوشت اومد زن بگير خلاصه رشتيه ميره خونه دوستش و شب از سوراخ در عملياتو تماشا ميكنه و خوشش مياد رشتيه ميره زن ميگيره و با هم ميرن ماه عسل وقتي بر ميگردن دوستاي زنه بهش ميگن چطور بود زنه ميگه خيلي خوب و متنوع بود همه ميگن چطور مگه ميگه آخه شوهرم هر شب ميرفت يكي رو مياورد بامن باشه خودش ميرفت از سوراخ در نگاه ميكرد بزرگترين رسيك تو زندگي اينه كه وقتي اسحال داري بگوزي تركه به زنش ميگه اينجا خونه بابات نيستا هي بخوري و بخوابيها اينجا بايد بخوابي و بخوري تركه تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبل از مسابقه بهش ميگن: ببين جواب ژاندارمريه ولي همون اول نگي كه ضايع بشه، يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: جانداره؟ مجريه ميگه: نه. تركه ميگه: مِريه؟ ميگه: نه. تركه ميگه: جاندارمريه؟ تركه زنگ ميزنه به صدا سيما، ميگه: بابا اين چه وضعيه؟! اين چه تصاويره مستهجني بود كه تو ان سريال امام علي نشون داديد؟! يارو بهش ميگه: قربان ما كه فقط پاها رو نشون داديم. تركه ميگه: بابا تلوزيون من پرش داشت، همه جاشو ديديم! يارو تركه تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، تركه ميگه: بچهها در رين صاحابش اومد! عربه هي ميگوزيده، بعدش يك ليوان آب ميخورده. ازش ميپرسن: چرا هي بعد از گوزيدن آب ميخوري؟ ميگه: ولك، اگه آب نخورم كه گرد و خاك ميشه! يه روز يه مانور تو اردبيل برگزار ميشه دشمن فرضي پيروز ميشه يه روز يه ترکه نماز صبحش قضا ميشه وقتي داشته نماز صبح فردا شو ميخونده لاي جانمازش كاربن ميزاره : يه روز تركه زنگ ميزنه ۱۱۸ ميگه آقا وصل كنين ۱۱۰ بقيشو آدامس بديد يه روز بادمجونه ميره جلوي آيينه دستشو ميزاره كمرش با قر ميگه ــسيا نرم نرمه ـ آآآآآآآآآه ـسيا ... به تركه ميگن با وطن جمله بساز ميگه من ديروز سر و تنم را شستم بهش ميگن الاغ با ط دسته دار ميگه اتفاقا با ط دسته دار سرم را شستم يه روز يه ماهيه عرق سگي ميخوره ميگه اين نهنگ كوووجاست جرش بدم يه روز يه هزار پا ميره عروسي تا كفشهاشو در بياره عروسي تموم مي شه تركه زنش سبزه بوده 13 بدر گرش مي زنه يه روز يه ترکه مادر زنشو مي بره دکتر ميگه آقاي دکتر ايشون سم خوردن دکتر ميگه پس چرا دهن ودماغش پر خونه ترکه ميگه آ خه مثل بچه آدم كه نمي خورد يه مرغ و خروس با هم ميرن مغازه مواد پروتئيني. خروسه ميگه ببخشين يك كيلو تخم مرغ بدين. فروشنده بهش ميگه بابا شما ديگه چرا؟ مرغه با خجالت ميگه آخه ما هنوز نامزديم. يه تركه رفت تونس داداشش رفت نتونس قزوينيا به برادر خانومشون ميگن اشنتيون از يه دخترخانم ميپرسند ميخواي درستو ادامه بدي يا ازدواج ميكني؟ جواب ميده : من ديگه نميخوام درس بخونم مداحي به اجتماع ترك ها و لر ها ميگه: چراغهارو خاموش كنيد ميخوايم بريم كربلا وقتي چراغ ها روشن ميشه ميبينه همه ترك ها با ساك نشستن مداح ميگه پس لر ها كجان؟ تركا ميگن رفتن ترمينال به تركه ميگن ۳ تا حيوون نام ببر كه با خ شروع بشن ميگه خودم خرم خدابيامورزه بابام به ترکه ميگن برو رو دايو استخر شيرجه بزن تو آب، بعدش بيا بالا شامپو گلرنگ رو تبليغ کن. خلاصه ميره بالا و شيرجه ميزنه، منتها از بخت بد کلش ميخوره به کف استخر... بعد يك مدت بالاخره مياد بالا، رو ميكنه به دوربين، ميگه: ميخوام سالاد درست کنم! به تركه ميگن چرا ترك شدي؟!ميگه: ايلده جوون بوديم، ايمكانات كم بود، پيش اومد ديگه!ميپرسن: پس چرا لر نشدي؟ ميگه: نه بابا، ديگه نگفتم كه قحطي بود/ تركه با چند تا رشتيه نشسته بودن داشتن جوك ميگفتن، رشتيا براي تركا جك ميگن، نوبت تركه كه ميشه،تا مياد بگه: يه روز رشتيه... همه بهش ميگن بشين بابا نميخواد بگي! دوباره يه دور ميزنه ميرسه به تركه، باز تا مياد بگه: يه روز يه رشتيه... ميپرن وسط حرفش، نميذارن بگه. بار بعد كه نوبت ميرسه به تركه، ميگه: يه روز يه تركه داشته مير! ;فته با سر ميخوره زمين! همه رشتيا ميخندن بعد تركه ميگه: ولي وقتي بلندش ميكنن ميبينن رشتي بوده تركه يه تيكه يَخو گرفته بوده بالا، داشته خيلي متفكرانه بهش نگاه ميكرده. رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميكني؟ تركه ميگه: ايلده ازش آب ميچيكه ولي معلوم نيست كجاش سوراخه تركه داشته راديو پيام گوش ميداده،گزارشگره ميگفته: راه بهارستان به امام حسين بستهاست، راه انقلاب هم به امام حسين بستهاست... تركه ميگه:باشه بابا بستس كه بستس، ديگه چرا هي به امام حسين قسم ميخوري؟ تركه ميخ ميره تو پاش، نميتونه درش بياره،كجش ميكنه تركه ميره پيتزا فروشي، ميگه: ببخشيد پيتزا بزرگ چنده؟ يارو ميگه: 2000 تومن. تركه يكم بالا پايين ميكنه، ميگه: پيتزا متوسط چنده؟ يارو ميگه: 1000 تومن. باز تركه يوخده با پولاي جيبش ور ميره، ميگه: پيتزا كوچيك چنده؟ يارو ميگه: 700 تومن. تركه دست ميكنه تو جيبش يك صد تومني درمياره، ميگه: قربون دستت داداش، يك جعبه اضافه به ما بده از تركه ميپرسن: ببخشيد ساعت چنده؟ ميگه: والله تقريباٌ سه و خورده اي. ميپرسن: ببخشيد، دقيقاٌ چنده؟ ميگه: دقيقاٌ هفت و سي و يك دقيقه تركه سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي ميگه تركه پسرشو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد، تركه ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم تركه خودكارش تموم ميشه، ترك تحصيل ميكنه تو تبريز حكومت نظامي بوده، يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركسي رو خيابون ديدي در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صداي گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختي رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه ميگه: ايلده قربان اين ي! ;ك آدرسي پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد تركه ميره مسابقه بيست سوالي، رفقاش از پشتصحنه بهش ميرسونن كه: جواب خياره، فقط تو زود نگو كه ضايع شه. خلاصه مسابقه شروع ميشه، تركه ميپرسه: تو جيب جا ميگيره؟ ميگن: نه. تركه ميگه: بابا اين عجب خيار گندهايه
از بازيگران قديمي سينما : ( عزت الله ... )
الف - کميته ب - گشت ويژه ج - انتظامي د - لباس شخصي ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ دوست خوب انسان ........ است 1- کتاب 2- رفيق بي کلک مادر 3- هاچ زنبور عسل 4- زيد محترم ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ کي به کيه .... ؟ الف - تاريک خونست ب - جنده خونست ج - تاريکيه د - گفتمانه ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ از دست اندرکاران سينماي ايران : جمال .......... 1- شورجه 2- شيرجه 3- شيرين پلو 4- باقالي پلو با ماهيچه ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ نام سابق خيابان مطهري : تخت .......... 1- طاووس 2- دو نفره 3- سفري 4- پاشنه کفش ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ کتابي از صادق هدايت : بوف ...... 1- کور 2- کر 3- لال 4- چلاق ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ از وسايل اشپزخانه : 1- جاکش 2- ــس کش 3- کون کش 4- آبکش ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ از وسايل آرايشي - بهداشتي بانوان : نوار ............. 1- مجاز 2- غير مجاز 3- بهداشتي 4- کاست ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ معادل فارسي فرهنگستان براي کامپيوتر : 1- پايانه 2- گايانه 3- رايانه 4- يارانه ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ از آهنگهاي معروف منصور .............. نباش ۱- نازك نارنجي ۲- كلفت صورتي ۳- لاغر آبي ۴- يشمي خال خال پشمي ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ خواننده گروه متاليکا 1- جواد يساري 2- جيمز هتزفيلد 3- عباس قادري 4- داوود مقامي ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ نام يکي از مشروبات معروف : 1- شربت سنکجبين 2- جاني ويكر 3- شربت خار شتر 4- عرق چهل گياه ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ هنرپيشه معروف سينما الف) محمدرضا گلزار ب) محمدرضا علفزار ج) محمدرضا گندمزار د) محمدرضا دشت ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ هنرپيشه مرحوم سينما الف) رضا ژيان ب) رضا ماکسيما ج) رضا فولکس د) رضا خاور ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ هنرپيشه مرحوم فيلم "ممل آمريکايي" الف) نعمت الله گرجي ب) نعمت الله ساقه طلايي ج) نعمت الله شيرين عسل د) نعمت الله مينو ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ هنرپيشه زن معروف سينما الف) هديه تهراني ب) کادوي رشتي ج) چشم روشني اردبيلي د) قابل نداره تهراني ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ بازيگر چشم روشن سينما و تلويزيون الف) پارسا پيروزفر ب) فارسا فيروزپر ج) پارسا پيروزپر د) فارسا فيروزفر ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ يکي از آهنگ هاي منصور الف) ديوونه ب) ...س خل ج) منگل د) بي شعور کثافت آشغال عوضي نکبت ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ خشايار اعتمادي چه سبکي مي خواند ؟ الف) پاپ ب) اسقف ج) تو همين مايه ها د) هر ۵ مورد صحيح است ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ کشتي گير گردن کلفت ايران الف) عباس جديدي ب) عباس قديمي ج) عباس نيو د) عباس آپ تو ديت ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ تيم فوتبال آباداني الف) نفت آبادان ب) بنزين آبادان ج) گازوئيل آبادان د) استقلال اهواز ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ باشگاه انگليسي الف) ميدلزبرو ب) ميدلزبيا ج) ميدلزبودي حالا د) ميدلزپاشو برو گمشو ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ بازيکن بوسنيايي سابق بايرن مونيخ ؟ الف) حسن صالح حميدزيچ ب) حميد صالح حسنزيچ ج) حسن حميد صالحزيچ د) بابا چند نفر به يه نفر ؟ ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ مهاجم سال هاي دور منچستر يونايتد الف) اندي کول ب) اندي سرشانه ج) اندي پشت بازو د) اندي مرسي هيکل ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ مساحت دايره چقدر است ؟ الف) ٢ متر ب) ٥/٢ متر ج) بيشتره د) صبر کن بپرسم ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ سرعت نور چقدر است ؟ الف) خوب است ب) بد نيست ج) شما چطوري ؟ د) چه خبر ؟ ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ کدام دانشمند جاذبه زمين را کشف کرد الف) نيوتن ب) کيلوگرم ج) متر بر مجذور ثانيه د) نيترات مس ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ ماري کوري کاشف چه بود ؟ الف) اورانيوم ب) با ناموس مردم شوخي نكن ج) مورد ب صحيح است د) لوئي پاستور ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ در بيت زير چه صنعتي به کار رفته است ؟ "بي وفايي ، بي وفايي ، دل من از غصه داغون شده" الف) ايهام ب) صنعت نفت ج) صنعت پتروشيمي د) صنعت آبکش سازي ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ |
|
